حرفای پایانی هوبی

حرفای پایانی هوبی💜

• بارون واقعاً داره می‌ریزه، مگه نه؟
• اما من... راستش رو بخواید، بچه‌ها قبل از من انقدر حرف‌های خوب و از ته دل زدن که دیگه حرفی برای من نمونده؛ منم دقیقاً همین حس و حال رو دارم.
• من برعکس، دیشب قبل از اینکه بخوابم، یهو یه فکری به سرم زد: "آه، آره، ما به اندازه کافی آماده شدیم و خیلی کنجکاوم ببینم آرمی‌ها چطور تمام کارهایی که تا حالا منتشر کردیم و به خصوص اجرای امشب رو که همین الان دیدید، می‌بینن." این خیلی برام جالب بود، برای همین می‌خوام ازتون بپرسم: خب، چطور بود؟
• در واقع، ما کلی چیز آماده کرده بودیم، ولی خب به خاطر بارون و این جور مسائل، خیلی چیزا تو دلمون موند. ولی با این حال، همون‌طور که دیروز توی پستم کوتاه نوشتم، هم شما و هم ما – همه مون خیلی دلمون برای هم تنگ شده بود و منتظر این لحظه بودیم، برای همین فکر می‌کنم امروز هم واقعاً یه روز مهم و پر معنی بود. مگه نه؟
• پس، ازتون خیلی ممنونم که امروز رو اینقدر خاص کردید، و به لطف شما، اجرای امروزمون خیلی خوب و با موفقیت تموم شد. واقعاً. از ته دل ازتون تشکر می‌کنم و خیلی‌خیلی دوستتون دارم.
دیدگاه ها (۰)

آپدیت تیک تاک تهیونگ

استوری اینستاگرام هوبی_پست یه بلاگر قزاقستانی که رفته بود کن...

تهیونگ پرسید کلاه رو سرم باشه یا نه اونا هم گفتن نه تهیونگم ...

واقعا بارون داره سیل‌آسا میباره، نه؟راستش، درباره خودم باید ...

سلام چطورین? حال دلتون چطوره؟ خوبه؟( خداکنه خوب باشه خودم که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط