بی‌تو در خويش قدم می‌زنم

بی‌تو در خويش قدم می‌زنم
و در تنهايی به شانه‌های باد تكيه داده‌ام
گوش كن،
اعتراف مرا می‌شنوی؟
كمی نزديك‌تر بيا
من هم كمی بلندتر حرف می‌زنم
اين درست است كه تو باشی‌و
من به شانه‌های سرگردان باد تكيه كنم...!

شبت بهشت ماه دلم💐🫂🧿🌐
دیدگاه ها (۰)

میشودپیشانیت بوسیدوازلب ها گذشت؟ مومن ازقم بگذرد تاجمکران ...

يادت نرود ما به هم احتياج داريمباور كن...برای رسيدن ها و فرا...

ای جان من غرق سودای تــــــو بی تماشای تودل نداردذوق گفتگو...

هردم خیال تـوچون ماهتاب بر سر ویرانه‌های دلمستانه پای کوبد ا...

مرا بگیر و ببر تا سکوت و تنهایی …مرا بگیر و ببر هرکجا که آنج...

نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برایت می‌نویسم:در عصر های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط