ترس شیرین pt 16

ترس شیرین pt 16
+می‌خوام برم خونه.
تهیونگ جا نخورد ناراحتم نشد از جاش بلند شد لباسش رو صاف کرد و برگشت سمت موتورش و همینطوری که کلاه رو به دختر میداد ازش پرسید
-همیشه سوار موتور غریبه ها میشی؟
+نه فقط وقتی سوار میشم که طرفم یه آدم عوضی باشه
مرد خنده ای که رو صورتش بود رو خورد و به هانا نگاه کرد
-پس از این به بعد حواست به عوضی ای که سمتش میری باشه.
+چیه نکنه میخوای عین تو فیلما بری بالا سرشون
تهیونگ نشست و پشت بندش هم هانا نشست
-شاید بدتر از اون کبوتر
.
~چرا این یارو جواب نمیده......اون دوست روانیت هانا رو کجا برده؟
شوگا از دست غرغر های جیمین کلافه شده بود
&با داد زدن سر من دوستت رو پیدا نمیکنی روانی.
جیمین برگشت سمت شوگا
~میدونی که اگه هانا جوابمو نده تیکه تیکت میکنم و بعد میفرستم برای دوست روانیت ،نه؟
شوگا تک خنده ای به جیمین زد و کله اش رو آروم تکون داد
&باشه ،با اون دستا دیگه ؟
جیمین نزدیک بود به سمت شوگا حجوم ببره که گوشیش توی جیبش لرزید ،وقتی به صفحه نگاه کرد و اسم هانا رو صفحه دید که زده بود«من حالم خوبه نگران نباش» خیالش راحت شد.
&چیشد فهمیدی دوستت حالش خوبه؟
~چرا دو دقیقه دهنتو نمی‌بندی بشر؟
&شاید چون دوست دارم کند بزنم تو اعصابت پارک
"پارک؟"یادش افتاد که باید این موضوع رو حل میکرد پس برگشت سمت شوگا ولی با جای خالیش جا خورد
~همشون روانی ان
با غری که زیر لب زد بیخیال شد و به سمت خونه رفت
.
دختر به خونه رسید و خودش رو مبل رها کرد که توی تاریکی چیزی درخشید و اسمش رو فریاد زد.
~هاناااااااا لاشیییییییبی
هانا از جاش مثل سرباز بلند شد و به قیافه جیمین که فقط با یه نور کمی مشخص بود نگاه کرد
+جیم.....مین
اون دوست دبیرستانیش نبود،اون لبخند چرت و ترسناکش و اون چشمای های قرمز ،نکنه تو اون زمان کم چیزی تسخیرش کرده بود؟
~هزار بار بهت زنگ زدم،مگه نگفتم از جات تکون نخور،نه تنها تکون خوردی بلکه روی موتور اون روانی دیدمت.
+میشه اول چراغ رو روشن کنی بعد حرف بزنیم
~نه فاز ترسناکش میپره.
قیافه ترسیده هانا درجا پوکر شد و به جیمین نگاه کرد و مطمئن شد که اون همون دوست گوگولی دبیرستانیش بود.
جیمین رو میزی که شبیه میز بازجویی درست کرده بود نشست و انگشت اشارشو رو میز کبوند
~همین الان میایی می‌شینی و همه چیز رو تعریف می‌کنی دختر جان.
هانا رفت و روی صندلی نشست
+چشم پدر
~دختره پرووووو
اگه الان می‌گفت با اون روانیی که هرشب میاد پیشش رفت دور دور و تازه ولی باهاش لاس زده و هانا بدون هیچ ری اکشنی فقط نگاش کرده قطعا به دست جیمین کشته میشد.
دیدگاه ها (۰)

بچها پروف تغییر کرد گممون نکنید ♥♥

ترس شیرین pt 15 هانا بیخیال بحث کردن با مرد نفهم روبه روش شد...

ازدواج قرار دادی ۶۷

ترس شیرین pt 11 جیمین برای بهتر کردن حال هانا فردا اون روز...

#ازت.متنفرم.اما.دوست.دارمویو نویسنده:هانا و سانزو‌ مثل دوتا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط