بشنو ای دوست غزلخوانی صبح

‍بشنو ای دوست غزلخوانی صبح
که به صد شوق چنین می خواند:
« باز کن دیده که من آمده ام
کوله بارم غزل و شور و نواست
هدیه ام شادی و لبخند و صفاست
روی دستان من اینک خورشید
باز هم کرده طلوع
زیر یک چتر پر از نور ، سپید
نفسم عطر گل رازقی و یاسمن است
بوی سرمستی و بیداری و عطر چمن است
من خودِ صبحدمم
جامه ای بافته از نور مرا پیرهن است
دیده بگشای که من منتظرم
میهمانت شده ام
دست بر حلقه ام و پشت درم
باز کن در
که بگویم به تو یک بار دگر
همه ایام به کام
باد امروزت و هر  روز بخیر
از غم ورنج به دور
غرق در نور و سرور»

محسن خانچی

سلام صبح بخیر ❤️
دیدگاه ها (۰)

صدا کنید مرا تا اجابت کنم شما را...خدا هست......♥️💯

همه چیزای قشنگ با M  شروع میشه ❤️🌈

•کمی آرامش...هوای دلخواهم بارونِ نم نمه🌧🌱😍

دلتنگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط