یا ٱما ..

مادر شهید آرمان علی وردی : (( آرام دفنش کن پسرم تمام بدنش زخم دیده ))
(( پسرت تو بغل امام حسین ه ... ))
#آرمان_علی_وردی
#پایان_مماشات
دیدگاه ها (۰)

مادر گفت: نرو، بماندلم میخواهد پسرم عصای دستم باشدگفت:هرچه ت...

خیلی قشنگه با حوصله بخونید داستان حضرت حبیب بن مظاهر چیست؟ و...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۸صدای قدم‌های ات و جونگکوک در را...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش دوم)

( شعر جدیدم ؛ تقدیم به رهبرشهید انقلاب )من روی تو ، زیبا ز ر...

✦ اولین گناه ✦فصل بیستم: چیزی که نمی‌فهمیدم---بیدار شدم. و ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط