من شبای های زیادی سخت گذروندم

من شبای های زیادی سخت گذروندم ....
یه وقت های داشتم از بغض میترکیدم
و کسی نبود باهاش حرف بزنم خودم خودمو آروم میکردم
خودمو حال خودم با چیزای که دوست داشتم خوب میکردم
من آدمی شدم که دیگه هیچی نمیتونه شکستم بده
پس منو از هیچی نترسون
چون من خودم به تنهایی برای خودم کافیم (:
دیدگاه ها (۲)

غمامو ریختم تو دریا ! چه صیدی کند صیاد 🙂🖤🥀

گوه بزنن تو دختر بودن که وقتی میخوای یه نفس راحت بکشیم گفتن ...

خیلی دردناکه میبینی خیلی راحت یکی دیگه جاتو پر کرده ....... ...

شاید فردایی نباشه 💔(:

بزارید خودمو معرفی کنم ●~●اسمم که شیزو هست.اسم کاملم شیزو‌یو...

بعضی اوقات به خودم میگم چقدر احمق بودم که درس و نخوندم تا با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط