رها مردی که عقب تاکسی کنار من نشسته بود و داشت توی سر رس
رها☘ مردی که عقب تاکسی کنار من نشسته بود و داشت توی سر رسیدش چیزی یاد داشت میکرد، سر رسیدش رو بست و گفت
هر چی می دویم بازم عقبیم
کسی جوابی نداد
مرد دوباره خودش گفت
همش داریم میدویم، بازم هیچی
زنی که جلوی تاکسی نشسته بود گفت خوش به حالتون
مرد پرسید چرا
زن گفت پسر من فقط شش سالشه ولی نمیتونه بدوئه..هر کاری میکنیم نمیتونه
دیگه هیچ کدوم حرف نزدیم..
#عاشقانه_ها
هر چی می دویم بازم عقبیم
کسی جوابی نداد
مرد دوباره خودش گفت
همش داریم میدویم، بازم هیچی
زنی که جلوی تاکسی نشسته بود گفت خوش به حالتون
مرد پرسید چرا
زن گفت پسر من فقط شش سالشه ولی نمیتونه بدوئه..هر کاری میکنیم نمیتونه
دیگه هیچ کدوم حرف نزدیم..
#عاشقانه_ها
- ۱۹.۳k
- ۱۸ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط