غروب که م شود

غروب که مى شود
مگر مى شود
بى خیال سکوت این در و پنجره ها شد
چیزهایى که ندارى را به رخت مى کشند
لعنتى ها
دیدگاه ها (۱)

درون سینه ام سکوتى استکه غمگین ترین حرف جهان استودرون هر آوا...

آقای آلبرکامو می گوید : رنج تنهاست !می گوید : در مرحله ی خاص...

شاید سکوتتنها شکنجه ای باشدکه انسان ها برای خودصادر می کنند

تو که نمی دانی چه عذابی می‌‌کشد سکوتی که عاشق است

و در این دنیا نیز، لعنتی به‌دنبال آنان قرار دادیم؛ و روز قیا...

هر جا که رخت مظهری از قاب خیال استجز یاد تو بر دیده و دل پوچ...

ما نیز او (فرعون) و لشکریانش را گرفتیم و به دریا افکندیم؛ اک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط