💞💞💞

💞💞💞
برای تو مینویسم که
عزیزتر از جان شدی و
لازم تر از نفس.
عزیز دور،
عزیز دست نیافته،
عزیز بوسیدنی،
عزیز قلبم،
برای تو مینویسم که
خواستم تورا در آغوش بکشم؛
ولی دستانم کوتاه بود.
برای تو مینویسم که
بوسیدنت آرزو بود.
برای تو مینویسم که
یک جهانی.
مینویسم برای تمام روزهایی که
قرار است نباشم.
باشد که بدانی و بدانند که
تورا دوست می داشتم؛
بسیار، بسیار.❤❤❤❤
دیدگاه ها (۶)

💔💔💔سخت است کنترل اشک های شبانه ای که بر روی بالشت زیر سرت دف...

موقت

💘💘من این شب زنده‌داری را دوست دارممن این پریشانی را دوست دار...

💔💔💔دو+دقیقه+گوش+کن+:)+فکر+کن+کسی+که+دوسش+داری+بمیره+فکر+کن+ب...

*زیر نور خاموش سئول.. فصل دوم... کتابخانه‌ی مدرسه همیشه خلوت...

«به امید دیدار» خودم این سو و دلم جایی در این حوالی، روی دو...

#دختر_قمار_بازSeason : ¹Part : ⁵ویو اِلا___درِ بار که باز شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط