روزگار من و مویش

روزگار من و مویش
به پریشانی رفت ...
یک شب آرام رسید
یک شب بارانی رفت...


#شهید_سلیمانی
#ساعت_عاشقی
#قاسم_بن_الحسن
@baghdad0120
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۸چند هفته گذشت.من و جونگکوک به هم نزدیک‌تر شدیم.اما هن...

به نام آن‌که در خون، جاودان شدبه خاکِ خستهٔ ایران، نشسته گرد...

شده دلتنگ شوی و هیچ چاره‌ای نداشته باشی جز اشک... من هر شب، ...

👧🏻فیلیکس و می سان 🫅🏻

از ترس تا اعتمادpart: 9«آخر» ...

🍁🌙🧡 اولین شب پاییزیتون بخیر 🧡🌙🍁🍂✨ پاییز از راه رسید...فصلِ ب...

P¹⁰بعد از آن پیام، هیچ‌کدام حرفی نمی‌زدند.یورا بالاخره گفت: ...

MY LESSON

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چهل‌وهشتم 𓆪 🖤🥀تصویر روی صفحه ثابت ماند.اسما ...

هوا سرد بود.از آن شب‌هایی که شهر شلوغ بود، اما انگار برای ا/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط