عاشقانه های شبنم

‍ عشق او در قلب من نقطه پایان نداشت  
التیام درد بود اما  شیدایی اش درمان نگشت
اگرچه رفته ست شب سیاه از حوالی مان
شبگردم ، از سپیده دمان آهسته تر بیا
تا روشن شود زندگانی مان
به امید رسیدن
دنبالت سرگردانم
در به در
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه روانشناسی رابطه

عاشقانه روانشناسی رابطه

سفر کاری

زندگی خوب میخوای قدرهمو بدونید

بررسی شعر «مریض تخت آخری» از (کاظم بهمنی) از قطعه «مریض تخت ...

بزرگترین گناهِ ما در برابرِ کسانی که دوستشان داریم، “عادت کر...

My professor Chapter:2Part:1«نور... نقطه ی پایان جادهای ناشن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط