اوهوم

÷اوهوم
*راستی ببخشید بابت قضاوت
÷نه عزیزم همنطور که ا.ت گفت همه اشتباه میکن تو هم یکیشون بزار من ا.ت و ببریم پیش جیمین
*جیمین ؟
÷اره دوست پسرش
*اووو
÷رفتم به زور یونا رو از ا.ت جدا کردم برای استایل ا.ت و بغل کردم زنگ عمارت جیمین زدم
_کیه
÷ای زهر ماررر اروم درو باز کن
_واا چی...
÷بیا ا.ت و بگیر بزار رو تخت اروم بابا بیدارش میکنی
_هیسسس اینجوری که تو حرف میزنی بیدار میشه گرفتم بغلم بیا تو
÷نه دوست دخترم و یونا تو ماشینن
_اووو نگفتی دوست دختر داری
÷خنده گمشووتو بابا
_خندهه خدافظ خوش بگذره 🔞
÷یااااا
_بایی
÷بایی
_ا.ت و بردم گذاشتم رو تخت لباسا شو در اوردم و لباسا ی راحتیشو پوشیدم منم اونورش خوابیدم‌پتو رو انداختم‌روی خودش و خودم
داشت خوبم میبرد که دیریم ا.ت داره حرف میزنه
+اممم بابا لطفا مامانمو نجات بده لطفا هقق خواهش میکنم
_بغلش کردم عشقم. قربونت برم اروم باش بخواب هیسسس
+اممم
_خوابید خدارو شکر
اشکاش لباسم و خیس کرد بمیرم براش اشکاشو پاک کردم
دوباره رفتم دارز کشیدم که کم کم چشمام گرم شد و دیگه چیزی نفهمیدم
صبح بیدار شدم دیدم ا.ت نیست
شاید پایینه
میخواستم‌برم دستشویی که ا.ت از اونجا دراومد
_عهه ا.ت دستشویی بودی
+پوکر نگاش کردم
_چرا اینجوری نگام‌ میکنی
+میپرسی چراااااا دیشب نذاشتی بخوابم مثل خر لگد میزدی ( داد به شوخی )
_امم ببخشید هنوز عادت نکردم که یکی پیشم بخوابه
+خب از الان عادت کن ایششش من میرم پایین .... راستی دیشب
_سوهو اوردت
+اهاا فکر کنم لونا بدجور درد کشیده
_لونا ؟
+دوست دختر سوهو
_اها اره😈
ما هم باید انجام بدیما یادم نرفته میخواستیم انجام بدیم کار برام‌پیش اومد
+امم راستی اجوما اومد از مرخصی ( پیجوندن حرف جیمین)
_حرف و عوض نکن
+امم میشه یه روز دیگه
_نوچ شب منتظرم باش
+خدا به دادم برسه
_😈
دیدگاه ها (۰)

_هههههه +من میرم پایین _اوک +رفتم تو اشپز خونه جیمین تو رابط...

_رفتم برای ا.ت بستی و چند تا چیپس بگیرم گرفتم داشتم می رفتم‌...

[وقتی با هم قهرید و اصلا بهم دیه نگا نمیکنید] نامی: خب که چ...

[وقتی برای اولین بار میبوسیش]نامی : لبات خیلی نرمه کوچولو جی...

"سرنوشت "p,35..ساعت ۳ صبح .....با حس باد سردی چشمامو باز کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط