همیشه به تو فکر می‌کردم و در هر شرایطی و با هر اتفاقی، دل

همیشه به تو فکر می‌کردم و در هر شرایطی و با هر اتفاقی، دلم حرف زدن با تو را می‌خواست. همیشه دوستت داشتم، بیشتر از هرکسی دوستت داشتم.
مهم نبود تا کدامین آسمان و به سمت و سوی کدامین خورشید قد خواهم‌کشید و تا آغوش کدامین ستاره از تو دور خواهم‌شد؛ من ریشه‌هایم را در خاکِ تو جا گذاشته‌بودم..♥️🥀
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

ریشه‌های نادیدنی زندگی:درخت، دو مسیر رشد دارد.یک مسیر رو به ...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

عاشقانه های شبنم

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت شــانزدهــمشــانزده...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

پارت دوم روزها می‌گذشت و اضطراب، مثل ماری دور قلبم می‌پیچید....

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

پارت ۲۸

🧚🏻‍♀️فیلیکس و می سان 🧚🏻‍♀️

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط