Gentlemanshusband

#Gentlemans_husband
#season_Third
#part_310


که اینطور
پس بابت بکهیون نگران نبود

کنارش نشستم

+جونگکوک بهتر نبود از اول اینو بهم بگی؟
اون خودش خونه داره
اونجا نیست که
_کجا ضمانت میکنی نیست؟ قطعا برای خواستگاری اومده
+باشه
من با وونا صحبت میکنم
ببینم هست یا نه
خب؟

چشم غره ای نثارم کرد و دوباره دراز کشید و ساعدشو گذاشت روی چشماش
وارد اتاقم شدم و گوشیم و برداشتم و دوباره راهی اتاق جونگکوک شدم
جلوی چشماش با النا تماس گرفتم
دومین بوق کامل نخورده بود که جواب داد

_جانم
+وونا
_جان
+میگم چیز بکهیون فردا خونه شماست؟
_ بکهیون!؟ نه چرا باید اینجا باشه؟
+یعنی فردا اصلا نمیاد خونتون نه؟
_نه ولی سه شنبه شب میاد، چطور؟

اهانی گفتم و با یه خداحافاظ کوتاه گوشیو قطع کردمو حق به جانب جلوی جونگکوک ایستادم

+خب؟
_راجبش فکر میکنم
+عه عه
همین شرطت بود دیگه!!
_یه شرط دیگه هم دارم
+چه شرطی؟

با جملش هینی کشیدم و بیشعوری نثارش کردم

تک خنده ای کرد
_چیه؟
دارم میگم شرطم اینه که ببـ..وسیم مشکلش؟
+برو بینیم بابا
_باشه! فردا خونه ی وونا اینا کنسله..

با شنیدن جملش خندم گرفت

+یعنی چی؟؟

دستی توی موهاش کشید

_نمیدونم دیگه
منظورمو رسوندم

+ببین یه شرط دیگه بگو

_نه از چی خجا.لت میکشی؟
ما که اینکارو قبلا انجام دادیم

بهتر بود امشب هرچی خجا.لت دارمو بزارم کنارو توی روش وایسم

+شاید اینکارو انجام داده باشیم
ولی اصلا صلاح نبوده
هم من هم خودت میدونیم که اونکاری که انجام میدادیم درست نیست و نخواهد بود

_اصلا باهات موافق نیستم
یا بو..س یا هم فردا میشینی توی خونت..

چشمامو توی حدقه چرخوندم

+فقط یکی! اونم یه کوچولو
_باشه

سمتش رفتمو روی تخت کنارش نشستم
چشماشو اروم بستو سرشو نزدیکم آورد
سریع یه بو.سه روی لـ.باش زدمو از روی تخت بلند شدم

+خب دیگه مبارکت باشه من رفتم

دوباره مچ دستمو گرفت و محکم سمت خودش کشید

_یه شرط دیگه هم دارم
+باز چیه! داری سواستفاده میکنی

_امشبو همینجا بخواب باشه؟

کمی فکر کردم
بدمم نمیومد

+خیلیه خب حالا تا شب مونده
بزار برم یکم استراحت کنم امروز خسته شدم

_هممم یه شرط دیگه

حرصی جیغی کشیدم

+بسهه دیگه عه!!!

بی توجه به اعتراض من گفت:

_همینجا بغـ.لم استراحت کن
+نخیر میخوام برم اتاقم
_همینجا

ناچار سرمو پایین انداختم و باشه ای گفتم
خودش دراز کشید و به منم اشاره کرد برم بغـ..لش
سرمو اروم روی بازوش گذاشتم.. به جهنم حس اون.. من دوسش دارم!
جهت مخالفش به پهلو شدم
یچیری توی مایه های " 99 "بودیم

سرشو گذاشته بود روی موهامو اروم دستشو نوازش وار روی شکـ.مم میکشید
زیاد طول نکشید که به اغوش خواب رفتم..

260 لایک
دیدگاه ها (۶۱)

#Gentlemans_husband#season_Third#part_309چشم غره ای نثارش کر...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_308خندیدم و خودمم شروع...

فیک جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط