ایران خسته است
ایران خسته است.
نه از جنگ، نه از دشمن.
از خودش، از روزهایی که قرار بود بهتر شوند و نشدند.
از آدمهایی که هر صبح بیدار میشوند، نفس میکشند،
ولی زندگی نمیکنند.
ایران پر از صداست
اما کسی شنیده نمیشود.
پر از جوانیست
اما آیندهاش همیشه عقب افتاده.
خیابانها شلوغاند
دلها اما خالیتر از همیشه.
ایران را دوست داریم
همانقدر که ازش درد میکشیم.
دوست داشتنش شبیه ماندن در خانهایست
که سقفش چکه میکند
و تو فقط سطل عوض میکنی
چون رفتن بلد نیستی.
غم ایران
غمِ بلد نبودنِ رفتن است
و نداشتنِ جرئتِ ماندن.
نه از جنگ، نه از دشمن.
از خودش، از روزهایی که قرار بود بهتر شوند و نشدند.
از آدمهایی که هر صبح بیدار میشوند، نفس میکشند،
ولی زندگی نمیکنند.
ایران پر از صداست
اما کسی شنیده نمیشود.
پر از جوانیست
اما آیندهاش همیشه عقب افتاده.
خیابانها شلوغاند
دلها اما خالیتر از همیشه.
ایران را دوست داریم
همانقدر که ازش درد میکشیم.
دوست داشتنش شبیه ماندن در خانهایست
که سقفش چکه میکند
و تو فقط سطل عوض میکنی
چون رفتن بلد نیستی.
غم ایران
غمِ بلد نبودنِ رفتن است
و نداشتنِ جرئتِ ماندن.
- ۲.۰k
- ۱۶ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط