صبر از آن دلدار و دوری زان نگار

صبر از آن دلدار و دوری زان نگار

گر چه می‌گفتم که: بتوانم، نشد

کی فراموشم شود یادش ز دل؟

نقش او چون هرگز از جانم نشد...🦋🦋

دلتنگتم بورکم

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۱)

تو آفتابی در صبح ترین پاییزی که اواز نارنجی برگ هایشگونه ی ز...

ای دلارامی که جان ما توییبی‌تو ما را یک نفس آرام نیست...🦋🦋شب...

نشسته ام به صبوری که ماه بر گردددوباره حضرت شیرین ز راه بر گ...

این دل ساده اگر مستحق بیزاریستعشق پیجیده تر از نقشه ی هر معم...

دیشبی با دلبرم سر کردم امّا در خیال بوسه ها چیدم از آن چشمان...

گر بیدل و بی دستم وز عشق تو پابستمبس بند که بشکستم، آهسته که...

قطره قطره اشکهایم میچکد بر دفترم ...یاد باداا .. ان نگار وُ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط