میترسُم از این کشور خوسیده ی خوشبخت

میترسُم از این کشور خوسیده ی خوشبخت
بیدار بشُم این طرف مرز نباشی
تو خو زمین باشُم و بارونی و گندم
بیدار بشُم اما کشاورز نباشی
میترسُم از اینجا بری و خونه بُرُمبه
له شُم تو به معماری آوار بخندی
آواره بشُم مملکتُم دست تو باشه
هیهات اگر ارتش موهاتِ نبندی
دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید
میترسُم از اون لحظه که دیوونه نباشی
هی پست کنُم عمر عزیزُم در خونه ت
یک عمر کسی در بزنه خونه نباشی
دیدگاه ها (۱)

💕خودت را تمام نکن ؛برایِ کسانی که ظاهراً رفیقند و باطناً ، ر...

سکوت نکنید !!!"سکوت" ؛ بزرگترین اشتباهِ آدم‌هاست، وقتی رابطه...

جایی که تو دستت نمیرسد؛خدا شاخه هارو پایین می آورد.من این صح...

کاش همه ی زنها مردی را داشتندکه عاشقشان بود ...مردی که حرفها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط