من دربارش حتی توی دفتر خاطراتم نوشتم

من دربارش حتی توی دفتر خاطراتم نوشتم
درسته هیج وقت از نزدیک ندیده بودمش ولی با هر لار حرف زدن باهاش قلبم هر لحظه ممکن بود از جا نده بشه و شب هم می‌نشستم و با ذوق درباره ی اون روز و چطور باهاش حرف زدن و چی شد می‌نوشتم ولی خب متاسفانه اون اینو هیچ وقت متوجه نمیشه هیچ وقتم متوجه نمیشه چقدر درد داشت خودم رو راضی کنم که ولش کنم وقتی با تمام وجودم دوستش داشتم و دارم...:)
دیدگاه ها (۷)

جرررررررررررررررررررررررررر🤣🤣🤣🤣🤣🤣

سلامممم فرشته هاممممم چطورین؟فرشته هام پیشا پیش عیدتون مبارک...

دقیقا :)

من یه جورایی میشه گفت اظطراب اجتماعی دارم🙃تو چی؟

⁨ ⁨ گاهی دوست داشتن، خودش زخمى ست كه هيج وقتخوب نمى شود.دوست...

Hidden Melody in Midnight Seoulp.22(از زبون جونگ‌کوک)این روز...

چرا من که دوسش داشتم چرا اون منو دوست نداشت...:(قبل دعوامون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط