امروز تولدم بود.

امروز تولدم بود.
از چند وقت قبل خیلی براش ذوق داشتم ولی خب همش کور شد
تبریک های زیادی بهم گفتن ولی در کنار این تبریک ها حرف های سردی هم شنیدم و یا حتی ناراحتی بهترین دوستم رو دیدم .
امسال برای تولدم مامان و داداشم پیشم نبودن حدود یه هفتست که رفتن تهران به خاطر عمل زانوی داداشم .
امروز جشن نگرفتم حتی کیک نخریدم ،
همون کار هایی رو انجام دادم که روز های دیگه انجام میدادم
فهمیدم امروز هم مثل بقیه روز هاست فقط تنها تفاوتی که بود این بود که فقط چند تا پیام تبریک میومد روی گوشیم .
امروز فهمیدم که داشتن دوست خیلی بهتر از فامیله ، میدونی چرا ؟
چون وقتی گوشیم رو باز میکردم همه ی دوستام بهم پیام داده بودن یا میدادن
ولی فامیل ؟
یا فراموش کرده بودن یا حرف های سرد و کنایه دار بهم زدن .
در آخر میخواستم از قشنگ هایی که بهم تبریک گفتن تشکر کنم
چند دقیقه دیگه فقط از روز تولدم مونده و شاید باید به خودم بگم تولدم مبارک 💔😊
دیدگاه ها (۲۱)

پارت ۱ ویو ا.ت من تا قبل از بارداریم خیلی خوش اندام و خوشگل ...

پارت ۲ بعد از اینکه مهمونا رفتن با ناراحتی سمت اتاقم رفتم و ...

هر سال این روز برای من بیشتر از جشن گرفتن یادآوریِ یک چیزه؛ ...

پشمام... باز هم تولدمه... هه.... نه واقعا... خب... ممنونم از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط