در جوامعی که زن را نه انسانی پویا، بلکه موجودی محبوس در ت
در جوامعی که زن را نه انسانی پویا، بلکه موجودی محبوس در تعریفهای کلیشهای میبینند، شکوفایی نه یک حق، که یک «هنجارشکنی» تلقی میشود. در این فضای متعصب، بالهای زن را میچینند و سپس به ضعفِ او میبالند؛ غافل از اینکه آنچه او را در خود فرو برده، نه ذاتِ ناتوانِ او، که سنگینیِ دیوارهایی است که بر گردنش کشیدهاند.
این فشارِ ساختاری، اگرچه فرصتِ بروز را از او میگیرد، اما در نهان، صبری جانکاه و آگاهیِ عمیقی در او میپروراند. زن در این جوامع «ضعیف» نیست؛ بلکه «محبوسی» است که در بطنِ خفقان، با تکیه بر تابآوریِ خویش، ریشه در سنگ دوانده است. این بیداری، دیر یا زود از شکافِ همین دیوارهایِ کوتاه، راهی به سوی نور خواهد یافت؛ چرا که هیچ حقیقتی را نمیتوان تا ابد در خاکِ انکار مدفون کرد.
این فشارِ ساختاری، اگرچه فرصتِ بروز را از او میگیرد، اما در نهان، صبری جانکاه و آگاهیِ عمیقی در او میپروراند. زن در این جوامع «ضعیف» نیست؛ بلکه «محبوسی» است که در بطنِ خفقان، با تکیه بر تابآوریِ خویش، ریشه در سنگ دوانده است. این بیداری، دیر یا زود از شکافِ همین دیوارهایِ کوتاه، راهی به سوی نور خواهد یافت؛ چرا که هیچ حقیقتی را نمیتوان تا ابد در خاکِ انکار مدفون کرد.
- ۸.۶k
- ۲۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط