🤍͜͡Ⓜ️͜͡❤

🤍͜͡Ⓜ️͜͡❤
┄┄┄┅═✧❁C🍁᭄҉

🍂🍁 در مه آلودہ هوای تو
پاییز لمـ می دهد روی شانه هایمـ
و
ریز
ریز
غمـ می بارد بر پلکهای بسته امـ
کلاغی نشسته
بر کالسکه ی اندوہ
نوکـ میزند
شادی نداشته امـ را

درختی پیر، آنطرفـ تر
بغضِ نمـ کشیدہ اش را
درجیبِـ  زمین  می ریزد
و من با پیراهنی از برگها ی زرد
درانتظار توامـ
تا با نبض انگشتانتـ
طرح بهار بکشی
تن خزان زدہ امـ را... 🍂🍁

#تــღــو تمام منـﮱ💖Ⓜ️💖🖇


/)____/)
( ◠ ◡ ◠)
| >💐< |
-0-----0-

╬♥💞♥═╬
دیدگاه ها (۰)

🍁🧡 در مه آلودہ هوای توپاییز لم می دهد روی شانه هایموریز ریزغ...

🍂🍁 در مه آلودہ هوای توپاییز لمـ می دهد روی شانه هایمـوریز ری...

🧡🍁 در مه آلودہ هوای توپاییز لم می دهد روی شانه هایموریز ریزغ...

.قامت ساقه ی نحیف رویاهایمزخمیِ خزانِ تهی از عشقی ست که رفت ...

مهرنوش مستحقان زاده شاعر تهرانی

شهلا گرگانی شاعر کرمانشاهی

خنده های شیرین..

خنده های شیرین...

خنده های شیرین..

خنده بازار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط