همه

همه
لرزش دست و دلم از آن بود
که عشق
پناهی گردد
پروازی نه
گریزگاهی گردد
آی عشق! آی عشق!
چهره آبی ات پیدا نیست

و خنکای مرهمی
بر شعله ی زخمی
نه شور شعله
بر سرمای درون
آی عشق! آی عشق!
چهره سرخ ات پیدا نیست

غبار تیره ی تسکینی
بر حضور وهن
دنج رهایی
بر گریز حضور

سیاهی بر آرامش آبی
و سبزه برگچه بر ارغوان
آی عشق! آی عشق!
رنگ آشنایت
پیدا نیست!


🎙"احمد شاملو"
دیدگاه ها (۱)

عشق یعنی در میان غُصه های زندگی ؛یک نفر باشد که آرامت کند .....

جملات زیبا از "چارلی چاپلین"اگر می خواهید دشمنان خود راتنبیه...

ما خسته ایم! خسته به معنای واقعی دل های ما شکسته به معنای وا...

بی شمارند آنهايی که نامشان "آدم" استادعايشان "آدميت"کلامشان ...

اسم فیک: عشق آبی p16ویو کمپانی ماشینو پارک کردم و به سمت کمپ...

Covenant of Blood and Silk

نویسنده آوین | 그녀는 내 거야پارت¹⁵ | در میان رگبارِ گلولهصبح روز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط