.🍂

.🍂
فردا...
آمده است ...
و ایستاده است...
پیش روی من می‌پرسد ...
چه می‌خواستی؟ با عصا او را کنار می‌زنم...
همچنان چشم دوخته به دوردست...
منتظر...

#شهاب_مقربین
دیدگاه ها (۱)

جای سرخ بوسه های داغ داغ خنده های بی محابا توی باغ رقص نرم ر...

چنان تشنه ات بودم که بوسه هایت در رگهایم می دویدیک قلب شده ب...

#عکس_نوشته

#عکس_نوشته

دکتر نیستم....اما برایت ۱۰ دقیقه راه رفتن ،روی جدول کنار خیا...

شرمندتونم این چند روزه هی خط اول رو مینوشتم و بعد مجبور می ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط