یهو اومدی و منو نجات دادی

یهو اومدی و منو نجات دادی
فرشته ی نجاتم بودی
وقتی که روی تک صندلی کلاس تک و تنها و ساکت نشسته بودم و همه جی از وقتی شروع شد که جام عوض شد و کنار تو منو گذاشتن مدرسه سیاه و سفید برام رنگی شد چون تورو داشتم
#دوست#نجات#فرشته نجات#دوستی#بست فرند#بستی#آدم مورد علاقه#فرد مورد علاقه#خنده#رفاقت#هم صحبتی
دیدگاه ها (۱)

تورا دیدم و فهمیدم چشم هایت از قهوه و سیگار اعتیاد آور تر هس...

پیتزااا مهمونمم کنننمن با پیتزا ازدواج کردمممم#پیتزا#پپرونی#...

چه کنم تا از این دنیا فرار کنماز واقعیت هااز درد هااز رنج ها...

دقیقاااااشما چطورر دوست داریننن#خونه#خونه زیبا#خونه چوبی#علا...

مجنون سرخ چشم پارت ۳۱ (پارت مثرد علاقتون احتمالا)

رمان جونکوک

DREAM

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط