اتفاق شیرین

P2

جونگکوک:خفه شو همین قاشق رو میکنم تو حلقت

*صدای زنگ گوشی

کانیا:*سرش رو دراز کرد سمت گوشی
کیه؟؟دوس دختر زشتت هس؟؟؟

جونگکوک:خفه شو یه لحظه ببینم اخه

جونگکوک:سلام هیونگ

جین:یاااا جونگکوک شی نمیخوای یه زنگی بهمون بزنی؟؟

جونگکوک:مگه چیشده؟؟؟

جین:چطور ممکنه نفهمی

جونگکوک:چیشده خب بگو

جین:تهیونگ اجرا داره نمیدونستی؟؟
قراره همه هم باشن

جونگکوک:خب به من چه ربطی داره؟؟

جین:خدایا یعنی تو ههم پاشو بیا
باید قبل از همه باشیم دیگه
بعدش برا ناهار هم باید بیای

جونگکوک:این همه شلوغ کاری برا چی هس اخه

جین:خودت یادت نیس اجرا داشتنی تو دستشویی زندگی میکردی

کانیا:😂😂😂

جین:صدای کی بود؟؟دوس دختر داری؟؟؟

جونگکوک:چرا همه گیر دادن به دوست دختر من نه بابا کانیا هس

جین:اونو هم میاریا تا حالا ما اونو ندیدیم

جونگکوک:پوففف باشه میارم کاری دیگه نداری؟؟

جین:نه بیاین ها

جونگکوک:باشه خدافظ

جونگکوک:مرض به چی میخندی

کانیا: همیشه میگی من از هیچی نمیترسم بعد تو دستشویی زندگی میکردی😂

جونگکوک:عههه درد بگیری پاشو از الان اماده شو

کانیا:الان صبح هس ها کو تا ظهر

جونگکوک:تو مثل خرس حامله حرکت میکنی

کانیا:خرس حامله دوس دخترت هس😝

۴ کامنت
۱۲ لایک
دیدگاه ها (۵)

سازمان جنا*یت🛐

Part1شخصیت ها:جئون جونگکوک~برادر کانیاجئون کانیا~خواهر جونگک...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:53رانندگی در سکوت ادامه داشت.. بعد یک ساعت به عم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط