قلمم روی ورق باز زمین گیر شده

قلمم روی ورق باز زمین گیر شده
ضعف از بال و پر شعر سرازیر شده
به بلندی فلک باید عصا بردارم
تا کمی گام زند طبع زمین گیر شده
از لغت نامه خورشید اگر واژه دهند
مینویسم که چرا عشق فراگیرشده
واژه از بیت فراری شده از هیبت تو
لالی طبع من و وصف تو تقدیر شده
چه بگویم که قلم باز زجا برخیزد
مددی فاطمه این طبع به زنجیر شده

نام زهرا به لبم آمده، ای نور دو عین
اذن دادند بگویم غزلی از تو حسین

از همان مهد نگاهت نمک دیگر داشت
آسمان میل به پابوسی تو در سر داشت
گوئیا رفت ملاقات خدا و برگشت
هر که ازسجده به گهوار تو سر برداشت
مکتب دلبری ازچشم ترت شد آغاز
دل سپردن به تو رازیست که هر دلبر داشت
روی دستان پدربودی و دشمن ترسید
حیدر انگار در آغوش خودش حیدر داشت
زینت دوش نبی و علی و فاطمه ای
مثل آن تاج سری که سه نفر بر سر داشت

گشته ام وصف تو را نیست جزاین نور دو عین
تو حسینی، تو حسینی، تو حسینی، تو حسین

آسمان زیر قدم هات اقامت دارد
به غبار ره تو عرض ارادت دارد
هر کسی چشم تورا دید به پا کرد نماز
بس که محراب دو ابروت عبادت دارد
دید کافر قد و بالای تو اسلام آورد
بسکه این قامت اشاره به قیامت دارد
من از آن چهره زیبای تو فهمیدم که
این همان وعده حقی است که جنت دارد
عادت ما شده آقا که گدایت باشیم
بس که بر جود و کرم دست تو عادت دارد

فاش میگویم وازگفته خود شاد حسین
بنده عشق توأم خانه ات آباد حسین

بنویسد مرا ریزه خور خان حسین
بنویسید مرا دست به دامان حسین
سرمن روی قدم هات به سامان برسد
بنویسید مرا بی سرو سامان حسین


موسی علیمرادی
دیدگاه ها (۰)

هوا هوای حسین و نوا نوای حسین چه می شود برسم من به کربلای حس...

روز میلاد امام حسین(ع) ، مجالی است برای پاسداری نام پاسدار ،...

جنگ رسانه‌ایوحقوق بی بشرجنگ در همه جای «دنیا» محکوم است نه ف...

جنگ در همه جای دنیا محکوم است امابعضی هستند که در این چند سا...

یه چیز جدید نوشتمم میشه بخونییییدددد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط