ما قرار بود خیلی چیزها شویم خیلی جاها برویم خیلی رویاها

ما قرار بود خیلی چیزها شویم، خیلی جاها برویم، خیلی رویاها

ما قرار بود خیلی چیزها شویم، خیلی جاها برویم، خیلی رویاها را زندگی کنیم…
اما زندگی همیشه شبیه نقشه‌هایی که برایش کشیده بودیم پیش نرفت.
یک روز چشم باز کردیم و دیدیم بیشتر از آنکه زندگی کرده باشیم، فقط دوام آورده‌ایم.
زمانی آرزوها ساده بودند؛
چند خواسته‌ی کوچک که فکر می‌کردیم با کمی تلاش به دست می‌آیند.
اما زندگی کم‌کم طوری جلو رفت که حتی همان آرزوهای ساده هم
یکی‌یکی دورتر شدند.
آدم کار می‌کند، می‌دود، خسته می‌شود…
اما هرچه جلوتر می‌رود، می‌بیند فاصله با آرزوهایش بیشتر شده، نه کمتر.
چیزهایی که قرار بود روزی داشته باشیم،
کم‌کم تبدیل شدند به حسرت‌هایی که فقط در ذهنمان می‌چرخند.
و تلخ‌ترین قسمت ماجرا این است که
گاهی آرزوهایمان نه به خاطر نخواستن ما،
بلکه زیر سنگینی زندگی
آرام و بی‌صدا بر باد می‌روند
گاهی حماقت فقط نادانی نیست؛ لجاجتی است که انسان را از دیدنِ روشن‌ترین حقیقت‌ها بازمی‌دارد. احمق کسی است که جهان را نه آن‌گونه که هست، بلکه آن‌گونه که می‌خواهد باشد می‌بیند. و همین فاصله میان «واقعیت» و «توهم»، عمیق‌ترین شکافِ انسانی است؛ جایی که فهم خاموش می‌شود و تکرار کورکورانه جای آن را می‌گیرد.
دیدگاه ها (۱۱)

گاهی آدم دلش می‌گیرد، نه از یک اتفاق خاص، بلکه از تمام چیزها...

همسرداریگاهی عشق، خیلی بی‌سروصدا خودش را نشان می‌دهد...مثلاً...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت 🖤گاهی بعضی آدم‌ها بدون اینکه بد...

حاج حسین ملکی؛ مردی که ۴۴ سال بی‌هیاهو در کنار «رهبر شهید» م...

𝄠჻ᭂ‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎...

🦢 خانه‌ای که نباید عاشقش می‌شدم 🦢ژانر: دارک‌رومنس • مافیایی ...

گاهی فاصله‌ی بین مرگ و زندگی، فقط چند ساعت است...و دانشمندان...

🎬 صدای مرگ | قسمت اولگاهی خطرناک‌ترین اتفاق‌ها، از یک تصمیم ...

فکر می‌کنم زندگیِ همه‌ی ما، یک جایی پر شده از «ای #کاش»هایی ...

🥟: راستش چند نفر توی دنیا شانس اینو دارن که این همه عشق دریا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط