بالاخرهرسیدتولدعشقمن

1373/10/20
بالاخره‌رسید‌تولد‌عشق‌من:)
بزارین‌چنتا‌خاطره‌که‌همیشه‌یادمه‌رو‌از‌سعید‌بگم:
اولین‌باری‌که‌واسه‌پرسپولیس‌بازی‌کردی‌25شهریور‌سال‌99بود‌تو‌آسیا‌که‌با‌التعاون‌بازی‌داشتیم...
اونموقع‌من‌زیاد‌بازیکن‌جدیدامون‌رو‌نمیشناختم‌سعیدم‌نمیشناختم...
دقیق‌یادم‌نیست‌چجوری‌ولی‌چند‌ماه‌بعد‌اینکه‌اومد‌تو‌تیم‌و‌شناختمش‌ازش‌خوشم‌اومد:)
همه‌جارو‌پر‌کرده‌بودم‌انقد‌میگفتم‌سعید‌آقایی‌البته‌الانم‌ادامه‌داره‌ها(الهامو‌‌بیشتر‌از‌همه‌کلافه‌کردم‌چون‌هردفه‌اسم‌داداششو‌میاره‌من‌میگم‌سعید‌آقایی‌آخه‌اسم‌داداشش‌سعیده😌😂)
چند‌وقت‌گذشت...1آذره‌‌99بود‌که‌‌یهو‌وسطای‌نیمه‌اول‌سعید‌واسه‌چند‌ثانیه‌بیهوش‌شد...قلبم‌اومده‌بود‌تو‌دهنم‌‌داشتم‌سکته‌میکردم‌خیلی‌حس‌بدی‌بود...این‌اتفاق‌یه‌بارم‌واسه‌میلاد‌افتاد‌که‌من‌داشتم‌سکته‌میکردم:)
یه‌خاطره‌‌به‌یاد‌موندنی‌دیگه‌هم‌دارم‌از‌سعید‌با‌اینکه‌تلخه‌ولی‌من‌خیلی‌دوسش‌دارم‌...فک‌کنم11دی‌99اینا‌بود‌‌بازی‌با‌ذوب‌آهن‌که‌‌رو‌حامد‌خطا‌کردن‌بعد‌هم‌یارو‌احمق‌به‌حامد‌لگد‌زد...سعیدم‌که‌غیرتیه‌خونش‌به‌جوش‌اومد‌و‌دعوا‌کرد‌و‌اخراج‌رو‌ب‌جون‌خرید...خیلی‌باحال‌بود‌لعنتی‌من‌عاشق‌همین‌غیرتی‌بودنشم🥺😂
یدونه‌خاطره‌دیگشم‌خیلی‌دوس‌دارم‌که‌بازی‌با‌استقلال‌بود‌و‌رسیده‌بودیم‌به‌ضربات‌پنالتی...من‌داشتم‌گریه‌میکردم‌و‌با‌بچه‌ها‌تو‌گروه‌چت‌میکردیم‌و‌بازی‌روگزارش‌میکردیم...یهو‌دیدم‌سعید‌رفته‌پنالتی‌بزنه...انقد‌گریه‌کرده‌بودم‌چشام‌درست‌نمی‌دید..نمیدونستم‌الان‌بخندم‌یا‌گریه‌کنم بابامم‌ازون‌ور‌میگفت‌سعید‌نمیتونه‌بزنه‌چون‌پا‌چپه‌منم‌استرسم‌هعی‌بیشتر‌میشد‌که‌نکنه‌نتونه...زد‌و‌گل‌شدددد...اولین‌گلش‌واسه‌پرسپولیس‌بود‌من‌ذوقق‌کرده‌بودم‌🥺😭ولی‌هنوزم‌ناراحت‌بودم‌که‌رسیدیم‌به‌پنالتی...
خلاصه‌که‌خواستم‌بگم‌‌خیلی‌دوصتت‌دارم:)
بیشتر‌از‌هرچیز‌دیگه‌ای:)
نمیدونم‌چرا‌متن‌درست‌حسابی‌نتونستم‌برات‌بنویسم‌با‌اینکه‌تولدت‌برام‌از‌همه‌مهم‌تر‌بود‌و‌یه‌ساله‌که‌منتظرشم:)
نمیدونم‌شاید‌آدم‌اونایی‌که‌از‌همه‌بیشتر‌دوست‌داره‌رو‌نمیتونه‌‌براشون‌متنی‌بنویسه‌‌که‌احساساتش‌رو‌انتقال‌بده🙂♥️
زمینی‌شدنت‌مبارک‌سعیدم:)
بیشتر‌از‌هر‌کس‌دیگه‌ای‌دوستت‌دارم
موفق‌باشی‌همیشه‌قلب‌من🥺🫀
دیدگاه ها (۲)

تولدت‌‌هزاران‌بار‌مبارک‌قلب‌من:)#سعیدم #دلبرم

وقتی‌میپرسن‌پرسپولیس‌یا‌چی؟!🤤😂#خلسه #پرسپولیس_مای_هارت🫀 #پرس...

تا‌گنده‌میشی،فاز‌پهلوونی‌میاد..!ولی‌بچه‌بودی‌میخوردی‌‌...😂👋#...

چه‌زود‌یه‌سال‌شد‌علی‌آقا:)😭💔#علی_انصاریان

اخلاقش خیلی شبيه مادر ناتنیم بود...واسه همین خیلی دوسش داشتم...

آفتاب طلایی بتابید بر سر ژالۀ صبحگاهی ژاله‌ها دانه دانه درخش...

کالین ازت خیلی معذرت میخوام من نتونستم تو ناشناس بگم . پس ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط