تکان تا می خورد ابروی چشمات

تکان تا می خورد ابروی چشمات
دل از من می برد جادوی چشمات
به روی دشت احساسات شعرم
چه زیبا می دود آهوی چشمات
ببر با خود مرا ای نازنینم
برای لحظه ای پهلوی چشمات
سحرگاهان نسیمی عاشقانه
عزیزم می وزد از سوی چشمات
مرا درد نبودت کرده بیمار
علاجم کن تو با داروی چشمات...🦋🦋

شبت بخیر محبوبم✨❤🌹

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

نگاه مست و زیبایت غزل را رنگ رویا زد .. درون دفترم را عطری ...

ای که باعشقت به قلبم شور برپا کرده ایعاشـقی را بـا وفـایت خو...

عشق یعنی ڪه یڪی، ڪل جهانت باشداز ازل تا به ابد، وردِ زبانت  ...

تقدیر‌من‌این‌بود‌که‌دربند‌توباشمدیوانه‌ی‌دیوانه‌ی‌لبخند‌توبا...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط