از دست دل پر میزنی با خنده خنجر میزنی

از دست دل پر میزنی با خنده خنجر میزنی
با غیر ساغر میزنی با من مدارا میکنی
حال مرا میدانیو از خود مرا میرانیو
در گوش من میخوانیو هنگامه برپا میکنی
♪♪♪
یک شب مرا میسوزی و یک شب تماشا میکنی
با گریه میپرسم چرا با خنده حاشا میکنی
یک آن امانم میدهی جانی به جانم میدهی
خود را نشانم میدهی دیوانه رسوا میکنی
دیدگاه ها (۰)

یک شب مرا میسوزی و یک شب تماشا میکنی..!!

از دست دل پر میزنی با خنده خنجر میزنی!با غیر ساغر میزنی با م...

همایون شجریان _ مدارا

از دست دل پر می‌زنی، با خنده خنجر می‌زنی با غیر ساغر می‌زنی،...

دل می‌بری و روی نهان می‌کنی چرا؟ خود می‌کشی مرا و فغان می‌کن...

.بوسه ام داغ است و بی پروا ، کجا بگذارمش؟؟روی لبها یا که باز...

[دلم با من مدارا کن]مــرا دیوانـه عنــوان کن ، ولـی بــا من ...

بوسه ام داغ است و بی پروا ، کجا بگذارمش؟؟ روی لبها یا که باز...

.بوسه ام داغ است و بی پروا ، کجا بگذارمش؟؟روی لبها یا که باز...

بوسه ام داغ است و بی پروا ، کجا بگذارمش"!؟!؟روی لب ها یا که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط