این لحظه....

اولش که ماشینو دیدم اهمیت ندادم گفتم حتماً یکی دارع از اونجا میگذرع اما وقتی دیدم نگه داشتن طوری ذوق زدع شدم و کلا تا صب ساعت ۵ خوابم نبرددددد🥹✨💜🪄
دیدگاه ها (۰)

چیهههه

ولی یونگی....

فقطططططط

و بالاخرهههههه

قشنگ یادمه ساعت ۱۲ یا ۱ شب بود داشتم برای امتحان عربی فردا م...

دختری که آرزو داشت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط