جاده شب

رفتی از دنیای خاموشم صدایت را گرفتم غصه های کهنه برگشتند و جایت را گرفتند

در کجای جاده ی شب راه تو از من جدا شد در کجای قصه از من دست هایت را گرفتند

گرچه شاید روز دیدار تو در تقویم من نیست با نگاهت تا شب جان دادنم همراه من باش

من که برگی در شب پایان پاییزم غریبم لااقل تا لحظه ی افتادنم همراه من باش

بی تو میدانم بی تو میدانم که من میمانمو این جاده های بی رسیدن

بی تو میدانم بی تو میدانم بی تو من میمانمو یک کهکشان تنهایی من
دیدگاه ها (۰)

بغلم کن

دریا بغلم کن بغلم کن که شدم تنها

پاییز برام بده

کوچ غمناک پرستو های شاد در غروبی پر ملال و بی صدا

پارت ۵۹ ماشین جلوی خانه‌ی پدر جونگ‌کوک متوقف شد.خانه از بیرو...

رفتی از دنیای خاموشم صدایت را گرفتندغصه های کهنه بر گشتن و ج...

کسی از ما نمی پرسه که بهارمون کجاست خنده ی سبز بهار کجای گری...

کسی از ما نمی پرسه که بهارمون کجاست خنده ی سبز بهار کجای گری...

كاش يكي بود ،يكي نبود اول قصه ها نبود اون كه تو قصه مونده ب...

وقتی که دستام خسته از تکرار سیگارهوقتی که چشمام تک تکِ شب ها...

خیره ام در چشمِ خیست حسرتم را درک کنقبله ام باش عاشقانه ، نی...

خیره ام در چشمِ خیست حسرتم را درک کنقبله ام باش عاشقانه ، نی...

رفتی ای جان و ندانیم که جای تو کجاستمرغ شبخوان کجایی و نوای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط