هیچی دیگه نشستم زار زار گریه کردم؛

هیچی دیگه نشستم زار زار گریه کردم؛
حقیقت من چند روزیه فشار زیادی روم بوده...
بعد تیتر خبرا رو خوندم که پسرا قراره برای ۲۰۲۷ برن ترکیه منم که عاشق، فیکشنم نصفش تو ترکیه اتفاق افتاد..
مث چی دارم عر میزنم انگار بهم دلیل زندگی دوباره داده باشن:)
#بی_تی_اس
دیدگاه ها (۸)

در آغوش سرنوشت، رهایم کردی و من در ورطه‌ی تباهی غرق شدم؛ آنک...

بچه ها خوب هستید؟ آگوستینا شرمندس اگه پیام دادین و ندیدم؛ حج...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 ¹𝐩𝐚𝐫𝐭 ¹⁵اَههههه...احمقا نزاشتن مثل...

سناریو غمگین شین سوکوکو(آتسوشی و آکوتاگاوا)من تو عمرم سناریو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط