سناریو

سناریو:

به درد هایش می‌نگریست قلبش از تمام عالم رنجیده بود به گوشه اتاق، همان جای دنج همیشگی رفت ،زانوی غمش را به آغوش گرفت و مدت ها قلبش ضجه زد اما قطره اشکی هم از چشمانش نیامد به گمانم قلبش خیس بود...🤍

💬💯🤍
دیدگاه ها (۳)

خاک تو سرم پارت 100 براتون نیومده😂🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍پارت 100:تو برای...

سناریو ریندو

پارت۵ (در عمق نگاه تو)ایزوکو با لذت غذا را می‌خورد، و باکوگو...

.....پارت ششم....

From Hatred to My Love

007-آلما ویسکی - پارت ۴۰

A friend of loneliest timeP4با باز شدن در ، دراکو مستقیما ب...

از دشمنان تا عاشقان

پارت ۵۴نورِ ملایمِ آفتاب از لایِ درزِ پرده‌ها به داخلِ اتاق ...

p13

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط