کاش باران بودم

کاش باران بودم
و غم پنجره را میشستم
و به هر کس که پس پنجره غمگین مانده
از سر عشق ندا میدادم
پاک کن پنجره از دلتنگی
که هوا دلخواه هست
گوش کن باران را
که پیامی دارد
دست از غم بردار
زندگی کوتاه هست
باز کن پنجره را
روز نو در راه هست
دیدگاه ها (۰)

لذت بردن را یادمان ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ ! از گرما می نالیم. از سرما فرار ...

"امیدوارم اینقدر حالت خوب باشهکه وقتی یکی حالتو پرسید؛در جوا...

همیشه اونی برنده است که خودش رو بشناسه و به خودش احترام بذار...

یکجا کنار تو ارزد به جهان غیر تو

باز باران با ترانه می‌خورد بر بام خانه خانه ام کو؟خانه ات کو...

وقتی دلتنگی از لابه‌لای لحظه‌ها سر بیرون می‌آورد و تو تازه م...

کامران مولایی // متهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط