اون تورو فریب نداد هیچوقت تو رو فریب نداد تو میدونست
اون تورو فریب نداد ، هیچوقت تو رو فریب نداد ، تو میدونستی حس واقعیش نسبت بهت چیه ، تو میدونستی اون چه جور آدمیه ، حتی میدونستی چه جایگاهی تو زندگیش داری ، تو میدیدی علنا میدیدی که الویتش نیستی ، میدیدی که وقتی ناراحتی هیچ تلاشی برات نمیکنه ، تو میدیدی که فقط تایمای خالیشو با تو میگذرونه ، میدیدی که وقتی سرش شلوغ میشه اصلا تورو یادش میره ، تو میدیدی که برای خوشحالیت کوچکترین تلاشی نمیکنه ، اون واضح بهت نشون میداد ، تو هم میدیدی تو دیدی همشو دیدی ، با این حال دوستش داشتی با وجود همه ی اینا باهاش موندی و شروع کردی به کمرنگ بودنت تو زندگیش ، برای جایگاه نداشتنت تو زندگیش ، بهونه آوردن و اونارو باور کردن ، اون تورو فریب نداد ، چون نقششو واضح بازی کرد ، اون حس واقعیشو برات بازی کرد ، تو خودت خودتو فریب دادی ، تو خودت خودتو گول زدی ، حتی وقتی که یه صدایی داشت درونت مدام بهت هشدار میداد ، میگفت : ″نکن″ ، ″دروغای خودتو باور نکن″ ، ″اینجا نمون″ ، ″باهاش نمون″ ، تو بجای باز کردن چشمت رو حقیقت صدارو بستی ، خفهاش کردی ، برای اینکه صدای واقعیتو نشنوی صدای توهماتتو زیاد کردی ، برای اینکه واقعیتو نبینی چشماتو رو همه چی بستی ، از ترس اینکه بمیری روزی صد بار خودتو کشتی ، ترجیح دادی با لبخند بمیری تا با واقعیت ناراحت بشی ، تو خودت با خودت اینکارو کردی!
- ۲۱۲
- ۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط