و پدری که از نان دادنخواندیمش و با چشمان مان

و پدری که از نان دادن،خواندیمشُ و با چشمانِ مان..
زحمت و پیر شدنش را دیدیم..!😔
دیدگاه ها (۱۰)

التماس دعا دارم دوستان گلم 🙏🏼😔دعابرای بیماران فراموش نشودپس ...

زمانهمیشه در حال گذر استروزهای خوب به خاطراتخوب تبدیل می شون...

آدما هم یروز ڪه مهمن میرنویروز ڪه دیگه مهم نیستن برمیگردن:)‌...

قدیـــــما لباسِ "رفاقـــــت" ، "معرفـــــت" بوداما جدیدا "...

اربا اربا شدن محمد صالح عبدی دانش آموز ورامینی

خانه ی پدری آنجاست کههمیشه و بی قید و شرط دوستت میدارندخانه ...

گفتند چشم ها دروغ نمی‌گوید و ما دیدیم چشمان بازیگرانی را که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط