«كانتْ حياتي جُرحاً،

«كانتْ حياتي جُرحاً،
ضمَّدهُ مجيئُكَ»
زندگی‌ام زخم بود،
آمدنت مرهم
دیدگاه ها (۹)

بابا پادشاه ما تورو ببینیم باید برات تعظیم کنیم

طوری دوستت می‌دارمکه هر شبانه‌روز بی آنکه ببینمتبی آنکه ببوس...

دست بردارخو از بازوش میخاد بازوشو به ما بنماد

انگار تمام علاقه‌ام راخرج تو کرده‌ام.دیگر به هیچ‌کس دیگریهیچ...

کانت حیاتی جُرحا،ضمَّدهُ مجیئُک..زندگیم زخم بود،آمدنت مرهم.....

میگفت : و اگر تو نباشی چه کسی زخم هایم را مرهم میزند ؟! 🥲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط