ای سینه امشب از غمت

ای سینه امشب از غمت
فریاد کن فریاد کن
ای دیده در ماتمت بیداد کن  
ای پنجه بردر سینه را
دل را از او بیرون بکش
این صید در خون غرقه را آزاد کن
.
.
.
#بخوان_شعر_سخن_ناب
دیدگاه ها (۷)

دنیا صدای فریاد ما را بشنو ... ما با خون فریاد زدیم ... پیام...

دادنامهٔ تمدنی | رثایِ تراز (ویژهٔ شبِ جمعه)«امشب شبِ جمعه ا...

《جوآهرِ مَن ؛ 》پارت دوم ؛با بی حوصلگی جواب دادم- بلهه+ امشب ...

شعر و غزل

فراتر از خویش

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

«فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویّت»«تقابلِ بمبِ بیگانه و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط