به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم

به مژگان سیَه کردی هزاران رِخنه در دینم

بیا کز چَشمِ بیمارت هزاران دَرد برچینم

الا ای همنشینِ دل که یارانت بِرَفت از یاد
که کرد افسون و نیرنگش ملول از جانِ شیرینم

مرا روزی مباد آن دَم که بی یادِ تو بنشینم

جهان پیر است و بی‌بنیاد از این فرهادکُش فریاد
دیدگاه ها (۰)

من جسمم تو روح من !من کشتی تو نوح من…من زخمم تو مرهمیمن ظلمت...

مستم ز نگاه تو…●♪♫زان چشمِ سیاهِ تو؛ حبیبم افتاده به چاهِ تو...

دیگر نه می پرسم ،نه اعتراض می کنم ،نه افسوس می خورم ...فقط م...

صبح تان پر از محبت الهیسهم امروزتان شادیسهم زندگی تون عشقسهم...

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینمبیا کز چشم بیمارت هزارا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط