شاهزاده
پارت4
3سال بعد
هه یانگ و ته باهم ازدواج کردند
یک شب که ماه کامل بود هه یانگ از پنجره با حیاط قصر نگاه میکرد
ته: هه یانگ به چی مینگری
هه یانگ:....
ته: هه یانگ.. هه یانگ... ههههههه یاااااننننننگگگگگگگگگگ
هه یانگ: ها.. هاااا ترسوندیم
تهیونگ: چرا جواب نمیدی به چی نگاه میکنی
هه یانگ: من هر شب که ماه کامل باشه بیرون رو نگاه میکنم
ته به هه یانگ نزدیک میشه و از پشت بغلش میکنه و سرشو میزاره رو شونش
ته: خوب چرا
هه یانگ: قضیه ی مرگ مادر وپدرم رو میدونی
ته: نه هی ازت میپرسیدم ولی جوابمو نمیدادی
هه: وقتی من ی دختر بچه هشت ساله بودم ماه کامل بود من نصف پاشدم و رفتم اب بخورم که یهو صدای بستن در اومد من رفام ی نگا انداختم که دیدم ی مرد قد بلند با شنل
و ی چاقو تو دستش بود من با ترس نگا میکردم که و (اشکاش ریخت)
ته:هه یانگ و بغلش کرد بردش نشوندش رو تخت و جلوش دو زانو نشست و دستاشو گرفت
هه یانگ: و... ودیدم با چاقو هر دو رو کشت و با تبری که داشت تیکه تیکه کرد
ته: یا خدا چقده بی رحمه او.. اون چ... چی پوشیده بود
هه یانگ: خوب یادمه انگار همین دیشب بود قدش بلند بود لباسای سیاه با شنل پوشیده بود ی کلاه گذاشته بود سرش و دستکش پوشیده بود رو صورتشم ی نقاب بود
ته: صبر کن ببینم .....
☆ایا میتونن اونو فرد رو پیدا کنن
جواب سوال را در پارت بعد میفهمید
حمایت کن کیوتیــــــ♡♡
چرا حمایت ها کم شده 😭
شرط پارت بعد
3 کامنت
5 لایک
3سال بعد
هه یانگ و ته باهم ازدواج کردند
یک شب که ماه کامل بود هه یانگ از پنجره با حیاط قصر نگاه میکرد
ته: هه یانگ به چی مینگری
هه یانگ:....
ته: هه یانگ.. هه یانگ... ههههههه یاااااننننننگگگگگگگگگگ
هه یانگ: ها.. هاااا ترسوندیم
تهیونگ: چرا جواب نمیدی به چی نگاه میکنی
هه یانگ: من هر شب که ماه کامل باشه بیرون رو نگاه میکنم
ته به هه یانگ نزدیک میشه و از پشت بغلش میکنه و سرشو میزاره رو شونش
ته: خوب چرا
هه یانگ: قضیه ی مرگ مادر وپدرم رو میدونی
ته: نه هی ازت میپرسیدم ولی جوابمو نمیدادی
هه: وقتی من ی دختر بچه هشت ساله بودم ماه کامل بود من نصف پاشدم و رفتم اب بخورم که یهو صدای بستن در اومد من رفام ی نگا انداختم که دیدم ی مرد قد بلند با شنل
و ی چاقو تو دستش بود من با ترس نگا میکردم که و (اشکاش ریخت)
ته:هه یانگ و بغلش کرد بردش نشوندش رو تخت و جلوش دو زانو نشست و دستاشو گرفت
هه یانگ: و... ودیدم با چاقو هر دو رو کشت و با تبری که داشت تیکه تیکه کرد
ته: یا خدا چقده بی رحمه او.. اون چ... چی پوشیده بود
هه یانگ: خوب یادمه انگار همین دیشب بود قدش بلند بود لباسای سیاه با شنل پوشیده بود ی کلاه گذاشته بود سرش و دستکش پوشیده بود رو صورتشم ی نقاب بود
ته: صبر کن ببینم .....
☆ایا میتونن اونو فرد رو پیدا کنن
جواب سوال را در پارت بعد میفهمید
حمایت کن کیوتیــــــ♡♡
چرا حمایت ها کم شده 😭
شرط پارت بعد
3 کامنت
5 لایک
- ۶.۷k
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط