My soul
My soul
part 4
هاری: که اینطور، خب بعدش...
هوسوک: هیچی دیگه، اینارو کشیدن، فیلم برداشتن، با همدیگه از ارمیا خداحافظی کردن و رفتن
هاری: چه جالب، شماها عجب ابراز علاقه عجیبی به طرفدارانتون دارید
هوسوک: درسته خواهری( وقتی این جمله گفت قفسه س*ینهاش با غرور تموم به سمت جلو اورد)
هاری: ( با ضربه ملایمی که به قفسه س*ینه اش زدم خنده ای کرد) بسه بابا، بهتره من به کارهام برسم
هوسوک: باشه خواهر خوشگلم برو به کارات برس، یادت نره حتما نهار بخوریا، دلم نمیخواد بازم از حال بری
هاری: ( قدمی به جلو برداشتم و گونه اش بو*سیدم) باشه داداش گلم، بهتره توام خوب غذا بخوری، نمیخوام دوباره از زیاد رقصیدن و استراحت نکردنت شکایت کنم، متوجه شدی؟!
هوسوک: (یکی از ابروهاش بالا انداخت) بله بانو، امر دیگری نیست؟!
هاری: ( منم به تقلید از خودش یکی از ابروهام انداختم بالا) نوچ، امر دیگری نیست
سپس هردومون خنده ای کردیم و مشغول به کارهامون شدیم
ادامه دارد....
part 4
هاری: که اینطور، خب بعدش...
هوسوک: هیچی دیگه، اینارو کشیدن، فیلم برداشتن، با همدیگه از ارمیا خداحافظی کردن و رفتن
هاری: چه جالب، شماها عجب ابراز علاقه عجیبی به طرفدارانتون دارید
هوسوک: درسته خواهری( وقتی این جمله گفت قفسه س*ینهاش با غرور تموم به سمت جلو اورد)
هاری: ( با ضربه ملایمی که به قفسه س*ینه اش زدم خنده ای کرد) بسه بابا، بهتره من به کارهام برسم
هوسوک: باشه خواهر خوشگلم برو به کارات برس، یادت نره حتما نهار بخوریا، دلم نمیخواد بازم از حال بری
هاری: ( قدمی به جلو برداشتم و گونه اش بو*سیدم) باشه داداش گلم، بهتره توام خوب غذا بخوری، نمیخوام دوباره از زیاد رقصیدن و استراحت نکردنت شکایت کنم، متوجه شدی؟!
هوسوک: (یکی از ابروهاش بالا انداخت) بله بانو، امر دیگری نیست؟!
هاری: ( منم به تقلید از خودش یکی از ابروهام انداختم بالا) نوچ، امر دیگری نیست
سپس هردومون خنده ای کردیم و مشغول به کارهامون شدیم
ادامه دارد....
- ۱.۳k
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط