چشم‌هایش را بست و گریست

چشم‌هایش را بست و گریست
به یاد تمام رویاهایی که مجبور شد
یک شبه آن‌ها را خاک کند..
#تگست_ناب
دیدگاه ها (۰)

ببار باران…بر این خاکِ داغ‌دیده،بر کوچه‌هایی که هنوزردّ قدم‌...

یاد باد آن روزگاران یاد باد...میدانم دیگر نمی‌آید‌‌ ...اما ه...

مامان قشنگم تولدت پیشاپیش مبارک 💕😘✨روی تخته یک معلم این نوشت...

عاشقانه های شبنم

- چشمان ِتو زیباتر از آن است که روزی خیره کند چشم دِگری دیده...

با کسی نباش که هر لحظه مجبور باشی خودت را به هر اجباری لای ل...

هر کـس سزاوارِ یک نفر است؛که بتواند به چشـم‌هایش نگاه کند و ...

p30

سبک زندگی سالم مسئولیت پذیری را به کودکان یاد بدهیم تا در آی...

مرزبان واقعی کیست؟یکی روی فرش‌های قرمز خارج از کشور، چشم روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط