من آن قدر با وسعت نبودن تو زیسته ام

من آن قدر با وسعت نبودن تو زیسته ام
که دیگر آمدن ات
دردی از من دوا نمیکند
نیا ؛
مدت هاست که به جای تو
با جای تو انس گرفته ام
دیدگاه ها (۰)

​به قیمت خیانت به دیگراننمی توانبه خود خدمت کرد

​دروغ و خیانتخودش درد ندارهاونجاش درد داره کهاحمق فرضت میکنن

گر هیچ ترا به خیانت میل سوی ماست بگوورنه که رهی عاشق و تنها ...

رفته اي و منهر روز به موریانه هایي فکر میکنمکه آهسته و آرامگ...

ولی من واقعا چی کار کردم..؟؟؟خودمو براش کم گذاشتم..؟؟؟؟کافی ...

دریای کلمات فاخر ما در کویرِ خاموشیِ پس از تو تشنه‌تر از همی...

خدایا تو خود این وجود مرا سراسر همه تار و پود مرابه عشق و به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط