ای کاش پستچی بودم و هر صبح،

ای کاش پستچی بودم و هر صبح،
حالِ خوب میبردم برای آدم‌ها،
هربار در میزدم،کسی در را باز میکرد
و با دیدن من و دلخوشیِ کوچکی که به همراه داشتم،برق اشتیاق مینشست توی چشم‌هایش و اگر غمی هم داشت، فراموش میکرد.

کاش برای خوب کردنِ حال این مردم،
کار کوچکی از من ساخته‌بود،
کاش بذر خوشبختی داشتم
و می‌پاشیدم در دل کوچه‌ها
و خیابان‌ها و آدم‌ها.

کاش پستچی بودم،
کاش #حال_خوب پخش میکردم
میان آدم ها
دیدگاه ها (۲)

من به تو می‌گویم که قوی باشی و می‌دانم که گاهی کلمات، واقعا ...

😈🤣

*گاهی باید یک دایره بکشی و بنشینی درونش، بگذار به حال خودش ز...

*تو به این دنیا اومدی که زندگی کنیسهمِ تو آرزوهاتهپس به دنبا...

آزادترین تقدیر

همیشگی من

𝒩𝘢𝘮𝘦 𝒩𝘰𝘷𝘦𝘭 : 𝘛𝘩𝘦 𝘗𝘳𝘪𝘤𝘦 𝘖𝘧 𝘛𝘳𝘶𝘵𝘩𝒫𝘢𝘳𝘵 : 𝟴هانا با طرز کشتن مت*ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط