پارت 1

پارت 1
تو یه دختر ۱۸ ساله ای که وقتی تازه ۸ سالت شده بود آرزو داشتی پزشک بشی .
امروز روز اولی هست که توی دانشگاهی ولی رشته ای که تونستی بری طراحی بود .
پدر و مادرت ولی اهراب ۸ سالگیت بود تو یه تصادف جونشون رو از دست دادن و تو چون تنها بودی و خیلی هم از لحاظ روحی و درونی آسیب دیده بودی سه سال نتونستی مدرسه بری و از ۱۲ سالگی شروع به کار کردی تا شاید بتونی به مدرسه بری .
امروز وقتی از خواب بیدار شدی به خاطر شب قبل چون تا دیر وقت کار کرده بودی سرت خیلی درد میکرد برا همین یه قرص خوردی و وسایلت رو جمع کردی و رفتی دانشگاه . دنبال کلاست می گشتی که دیدی چند تا دختر دور یه پسر خوشتیپ جمع شدن و تو رفتی که از اون بپرسی کلاست کجاست که یه دفعه یه دختر پیکمی و لوس موهاتو از پشت کشید و گفت :((....
ادامه پارت بعدی
لایک یادتون نره
(گزارش نکنیددد لطفاااا)
دیدگاه ها (۰)

پارت 1 -----------------------------------------------------...

وقتی بهت سیلی میزنه پارت ۱ با کوک رفته بودین مهمونی خانوادگی...

how much i love you so...

سناریو درخواستی

در خواستی یاندره از کازوتورا

#تکپارتیموضوع:(وقتی که من رفتم بار اون نمیدونه ساعت ۴ برمی‌گ...

#چندپارتیفک کنم نون برنجی ها کار خودشونو کردن..لینو/ا.تP:2بع...

#تک_پارتی . درخواستی «هیونجین، 🎀» 🫧توضیح: 🫧هیونجین پسر بد مد...

#تک_پارتی «هیونجین، 🎀» 🫧توضیح: 🫧هیونجین پسر بد مدرسه هستش، ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط