مکن آن نوع که آزرده شوم از خویت

مکن آن نوع که آزرده شوم از خویت
دست بر دل نهم و پا بکشم از کویت
گوشه‌ای گیرم و من بعد نیایم سویت
نکنم بار دگر یاد قد دلجویت
دیده پوشم ز تماشای رخ نیکویت
سخنی گویم و شرمنده شوم از رویت
بشنو پند و مکن قصد دل‌آزردهٔ خویش
ورنه بسیار پشیمان شوی از کردهٔ خویش
دیدگاه ها (۰)

بگید، کجایی عوضی 😅

ندونستم که غریبه، یه غریبس

کی میشناسه این هنرمندو

مبینا زرنگ چجورم

شرح درماندگی خود به چه تقریب کنم عاجزم چاره من چیست چه تدبیر...

مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیستعاشق بی سر و سامانم و تدبیری...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست توراخبر از سرزنش خار جفا نیست ...

دوبــــاره بـــر دیــوار های شكستــــه قلـبـت داغ گناه...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تو راخبر از سرزنش خار جـــفا ن...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تورا خبر از سرزنش خار جفا نیست...

ای گل تازه، ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تو راخبر از سرزنش ...

یار اغیار دل‌آزار نمی‌باید بودتشنهٔ خون من زار نمی‌باید بودت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط