valria

دیدگاه ها (۰)

وای من نمیدانستم آن چشم ها برای چه کسی است؟ نمی توانستم تصور...

.بگریز در آغوش من از خلق که گل‌هااز باد گریزند در آغوش گیاهی...

عمر، چون بادِ پاییزی گذشت و ما هنوز در حسرتِ آنچه که می‌توان...

پشت هم شعر نوشتم که بخوانی خواندی؟ بغض کردم که ببینی و بمانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط