رورا و چیکیتا

ی روزی تنگ غروب آسمون ی دختری بود اسمش چیکتا بود داشت تنهایی وسط استیج قر میداد که دید همه دوستاش باهم دارن قر میدن اینم گفت آی چه وای چه کنم من کیو پیدا کنم بعد یهو چشش به ی دختر دیگه افتاد که اسمش رورا بود بعد این کیتا خانم قصه ی ما پرواز میکنه و میرسه به رورا بعد میگه بیا بغلم قر بدیم عسیسم بعدش روراهم بغلش میکنه بعد قصه تموم میشه یکی بود یکی نبود کلاغه یه خونش نرسید حالا لالا کنین💤(البته ترجمش نکردم از خودم در آوردم)
دیدگاه ها (۰)

(`._.[Rose]._.)

*~-.,.-~* [بلک پینک در مت گالای 2026] *~-.,.-~*

o.O [Lisa] O.o

هاشیرای حشره [شینوبو]

اعتراض کرده بودید چرا همش از یویی آرت میزنیبیایید اینم میکوت...

ایدل من ۶ پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط