زخم دستم را مي بست و ميگفت:

زخم دستم را مي بست و ميگفت:
چرا با خود چنين كردی
ولي زخم بزرگ دلم را نديد تا بگويد:
چرا با تو چنين كردم!
🫠🖤 قاصدک تنها
دیدگاه ها (۰)

وقتی می‌گویم دیگر به سراغم نیا فکر نکن که فراموشت کرده‌امیا ...

من میرم؛و این به این معنی نیست که حسی بهت ندارم من میرم چون ...

دلتنگی طولانی آدمو عوض می‌کنهبی‌حوصله و بدخلق و حواس پرت می‌...

یهویی از یادم نرفتی ، با هر تنگیه نفس تو ذهنم بودی ،با هر دو...

قاصدک سوز نفس را تو میدانی

#شعر_نو برو آنجا که تو را منتظرندقاصدکدر دل من همه کورند و ک...

نگاهت را نوشته ام صدایت را بوسیده ام و لبخندت را سنجاق کرده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط